پست‌ها

لطفا رخت سیاه از تن به در کن

لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است وز پی دیدن او دادن جان کار مـن اسـت شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز هر که دل بردن او دید و در انکار من است ساروان رخـت به دروازه مـبر کان سر کو شاهراهیسـت که منزلگه دلدار من است بـنده طالـع خویشم که در این قحط وفا عشق آن لولی سرمست خریدار من است طبلـه عـطر گـل و زلف عبیرافشانش فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است باغـبان همچو نسیمم ز در خویش مران کاب گلزار تو از اشک چو گلنار من اسـت شربـت قـند و گلاب از لـب یارم فرمود نرگـس او که طبیب دل بیمار من اسـت آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخـت یار شیرین سخن نادره گفتار مـن اسـت . .. ... .... مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق گرت مدام میسر شود زهی توفیق جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است هزار بار مـن این نکته کرده‌ام تـحـقیق دریغ و درد که تا این زمان ندانـسـتـم کـه کیمیای سـعادت رفیق بود رفیق بـه مؤ‌منی رو و فرصت شمر غنیمت وقت کـه در کمینگـه عمرند قاطـعان طریق بیا کـه توبـه ز لعل نـگار و خـنده جام حکایتیسـت ...

سازمان ملل به چه میزان پاسخگوست

اکبر تهدیدی است برای سازمان ملل و کشورهای دهه اول قرن بیست و یکمی آن. پاسخ آنها به سرکوبهای سال 2009 و از آن سال به بعد سبزهای ایران چیست؟ چرا اکبر باید بجای آنها با بی ثباتی و خطر مواجه می شد؟ چرا زندگی اکبر را در تعلیق نگه داشته و وی را حتی از ابتدایی ترین حق خویش مبنی بر یک جواب قبولی و یا ردی به درخواست پناهندگی اش محروم نگه داشته اند؟ به چه حقی جوانی و نبوغ و استعدادهای اکبر را سوزاندند؟ حمله های ترکیه ای, آذربایجانی, جنبش عدم تعهدی و .... به اکبر تغییری در مواضع اکبر در تاکید بر حرمت و کرامت ذاتی و خدادادی خودش ایجاد نکرده است. و ضمنا اکبر اخیرا در مورد ادامه این بازی کثیف از سوی سازمان ملل تهدید به پذیرش مرگ تحمیلی سازمان ملل و دست زدن به خودکشی کرده است و خدا در مورد خودکشی اکبر _که با اندکی بهتر شدن شرایط و اوضاع زندگی اکبر می تواند منتفی شود,_ مسوول است.

دلیل شکست مقطعی جنبش سبز

معدل نخبگان سبز و غیر سبز اپوزیسیون ایران _طی بیش از یک دهه گذشته و بطور محرزتر طی چهار سال اخیر_ با ظلم بر اکبر و محروم نگه داشتن اکبر از حق و حقوق سبز خویش, مرتکب خیانت بر بدنه جنبش سبز ملت ایران شد. و خدا نیز زمام امور وی را مدتی به موجوداتی موذی و پست همچون احمدی نژاد و خامنه ای سپرد. چرا که پیروزی حق آن معدل نبود, هر چند که مجازات و شکنجه شدن حق امثال احمدی نژاد و خامنه ای بود و هست و خواهد بود. شکست سبزها همچنین تنها راه بود برای خدا که برخی از سبزهای کم طاقت و طلبکار از خدا و حقیقت را از شهوت قدرت و انواع فساد و آبرو ریزی دور نگه دارد تا آبروی اعتبار و پول اکبر و جنبش سبز را به باد ندهند.

مرگ اکبر

ای اکبر, می دانیم که همچنان عزاداری. می دانیم که دیگر نمی توانی شکر گزاری های خود را با شادمانی های کافی عمق ببخشی و تکمیل کنی. می دانیم که ...., اما تو را به همان عزیزان سبزت که چندی است در غم مرگ ایشان رنگ سیاه به دو وبلاگ اصلی و رسمی خود پاشیده ای قسمت می دهیم که غبار غم و اندوه از تن به در کرده و تظاهرات شادی به راه بیانداز. با سپاس. جمعی از موجودات الهی, آسمانی و حقیقتهای ماورائی وغیر ماورائی و یا بعبارت دیگر, از طرف خدا.

آن روز در پلیس امنیت چه گذشت

آن روز که  اکبر پس از آزاد شدن از زندان اوین به پلیس امنیت پل گیشای تهران رفت, ماموران آن اداره تلفن را ندادند و بخش کوچکی از حرکات مخصوص به پلیس ایران را به نمایش گذاشتند و آخر سر هم تنها مو سپید با پدر مادر و خوبی را که اکبر در آن اداره دیده بود در مقابل اکبر قرار دادند و ادعا کردند که اکبر با او دچار اختلاف و مشکل شد! در صورتی که آن فرد محترم وظایفش را آن روز بطور کامل انجام داد و حتی دفترش را هم چک کرد و مسوولیت دیگری برایش باقی نماند. آن روز اکبر به رییس آن اداره هم مراجعه کرد و موضوع تلفن را دقیقا به اطلاع رییس آن اداره رساند.

نامه اکبر به حکومت ایران

جناب آقای خامنه ای, لطفا عجله کنید, این نامه ضرب الاجلی است به شما. همانطور که می دانید, دیگر نمی توان سخت ترین و بی ربط ترین مسایل را به خاتمی و دیگر سبزها ربط داد و با فراپکنی و به راه انداختن گفتمانهایی خودمانی با سبزهایی که در حال کتک خوردن و سرکوبند, افکار عمومی را از خاستگاههای اصلی مصایب و اوضاع امروزی کشور منحرف ساخت. اراده شما چیست؟ آیا می خواهید به سمت جبران خسارات سبزها گام بردارید؟ آیا حاضرید عوامل سرکوب سبزها مجازات شوند؟ آیا حاضرید سهم اپوزیسیون چهار سال اخیر و اپوزیسیون سی و چند سال اخیر از فرصت نوکری برای قدرت متمرکز ایران و برخورداری از حقوق و مزایای آن نوکری را به ایشان برگردانید؟ آیا حاضرید به رهبر شدن خاتمی و رییس جمهور شدن موسوی و یا دست کم به نامزدی موسوی در انتخابات 92 تن در دهید؟ آیا حاضرید به حبس و سرکوب سبزهای سال 88 ایران که نوکران ممتاز حیوونکی های اکبر (یعنی نوکران ممتاز ملت ایران) بودند پایان دهید و مواضع ایران را نسبت به ایشان که "همسویان فکری اکبر در مقطع زمانی سال 88" هستند و نسبت به خودتان تغییر دهید تا شرف و حیثیت ایران اعاده...

راه حق برای احمدی نژاد راهی صعب خواهد بود

احمدی نژاد از نظر اکبر هنوز هم همان دروغگو, دزد, جنایتکار, عوامفریب و خائن است و حتی در صورت توبه و موضع گیری بر علیه سرکوب سبزهای سال 88 هم راه دراز و سختی تا طهارت پیش رو خواهد داشت. حداقل به میزان مصایب و مظالمی که بر سران سبز رفت. ضمنا هنوز هم هیچ نشانه محکمی از توبه احمدی نژاد مشاهده نشده است. راه حق برای احمدی نژاد راهی صعب خواهد بود. اما قرار نیست که احمدی نژاد لزوما آن راه را برگزیند. می تواند در باغ دیگری باشد.