پست‌ها

چرا اسلامشهر مترو ندارد

چرا اسلامشهر مترو ندارد چرا در امتداد جاده ساوه (تا اسلامشهر و بعد از اسلامشهر) خط مترو کشیده نشده است؟ چرا در اینهمه سال هر روز غروب ترافیک در آن مسیر سنگین بوده است؟ فرض کن پس از پایان این 48 ساعتت قرار است بمیری. به حساب خودت برس قبل از آنکه به حسابت برسند. پاسخهایت به سوالها چیست؟ رژیم اینهمه پول خورده کارش چه بوده است؟ با اینهمه گند کاری هایت، نقض حقوق بشرت را دیگر کجای دلم بگذارم ای تحفه!؟ مصونیت آخوند حکومتی در این مملکت چه معنایی دارد؟ چرا موضوع فساد مالی در قوه قضائیه نباید حتی مطرح و بیان نیز بشود؟ مگر برای اجدادتان بوده؟ با چه حق و اعتبار و آبرویی نرگس محمدی، آرش صادقی، حسین رونقی ملکی و دیگران را به زندان انداخته اید؟ خدایی که ادعا می کنید شما را تایید کرده در واقع شیاطین درونتان بوده است.

نقض حقوق بشر خواست خدا نیست

حرمت سلیقه و اراده خدا را حتک نکنیم موضوع حقوق بشر برای من یک موضوع اعتقادی است. من شان خودم را شان یک علاقمند به تحقق حقوق بشر می دانم و نه شان یک مدافع حقوق بشر. اما شما با هیجان بیش از حد به سرکوب ناظران و منتقدان عرصه قدرت مشغولید و من غم درد سرکوب مخالفانتان را در خنده های زندگی و برق چشمانتان نمی بینم. من دوست ندارم که کسی موجب شرم خدا و حقیقت از بشریت باشد. بخصوص که آن کس یا کسان اهل ایران و از حکام ایران نیز باشد/باشند. من ملتها را ذینفعان شماره یک سرمایه های اجتماعی کشورهایشان دیدم. سرمایه های اجتماعی جوامع از هر جناحی که باشند را متعلق به خود ملتها می دانم و دفاع و حفاظت از آن اشخاص را مربوط به خود ملتهایشان می دانم و علاقه ای به پر کردن چنین خلا هایی در جوامع ندارم چونکه چنین کارهایی چیزی به من اضافه نمی کند و بخش زیادی از انرژی محدودم را نیز از من کم می کند و مرا که به مطالعه در همه گذشته و آینده بشریت علاقمند بودم از دید وسیع باز می دارد. من شانم را دخالت در امور داخلی کشورها نمی دانم. مخصوصا کشورهایی همچون ایران که ارزشی برایم قایل نباشد. هر آنچه را که بر سرم می آوری...

اس ام اس با همکار شرکت قبلی ام

اس ام اس با همکار شرکت قبلی ام سلام داش خوبی ++++ عالی ام، سپاس گلم ++++ ای کاش که جهان نیز دست کم در حد و اندازه های خودم -و حتی بیشتر و برتر از خودم- خوب بود. ++++ برکت خدا مثل بارونه اگه دیدی خیس نمی شی جاتو عوض کن. ++++ 90 متر بار در پروژه توانیر زیر بارون روی سقف ریختم و شبش نیز صد متر در پروژه میرداماد زیر برف به سه دیوار و یک سقف ریختم. یک ماهی می شه که در ایران معاصر باز هم "جا" عوضم کرده و از پروژه فرمانیه به شرکت برگشته ام. شادی و موفقیت ملت ایران را آرزومندم. ++++ شکر خدا که سالمی کار می کنی اگه شب و روز تو برف و بارون هم باشی انشاالله که محتاج کسی نباشی ++++ همیش صدایت روشن و پربرکت است، ترغیب می شوم اعتراف کنم که عشق و حال، تفریح و خوشگذرانی و عیش و نوش نیز به راه است و یک سالی است که یک گوشی اس سیکس نیز دارم. ++++

امنیت و ثبات حق اعضای 5+1 نیست

در اینجا زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا به سر می برند. خواب خوش برای کشورهای 5+1 را حرام تشخیص می دهم.

حقیقت و خدای کشورهای 5+1 تحت تعقیب قضایی اند

حقیقت و خدای کشورهای 5+1 تحت تعقیب قضایی قرار دارند حقیقت و خدای کشورهای 5+1 در جهان اکبر و با شکایت اکبر متهم و محکوم شده اند و برای ارتکاب به جرایم مختلفی از جمله دزدی تحت تعقیب قضایی قرار دارند. سالهاست که اکبر دارد از 5+1 انتقاد می کند و از آنها جواب می خواهد. در مورد اوضاع خودش و فعالین سیاسی و مدنی مورد حمایتش. آنها (یعنی 5+1) اما با خیال راحت مشغول کارهای خودشان و از جمله اهدای قرآن به خامنه ای و تثبیت منافع خودشان در ایران بوسیله چنین معاملاتی هستند. تا امروز باید همه مسایل فردی و جمعی اکبر حل شده باشد. نه آنکه .... . وضعیت امروز اکبر قابل قبول نیست که کارش به سیستم قضایی فاسد ایران و به سیستم قضایی و امنیتی فاسد ایران و ترکیه گیر باشد که مغزش را و وقتش را با یک کلاهبرداری پانصد دلاری اینترنتی بخورند آنهم بایت ویزای ترکیه!!! اصلا کشورهای 5+1 چرا امنیت و ثروت دارند در حالی که من خودم ثبات و ثروت ندارم و آدمهای سبزم امنیت نداشته اند؟!

صدای اکبر صلح آمیز است

قرائت رحمانی و قرائت قهر آمیز در مورد "چشم اندازی که باید"، پیش تر ها سخن گفته شده است. در مواردی که همه چیز دارد بطور طبیعی و معمول به همانسو پیش می رود قرائت من از پلان ای پرونده درخواست پناهندگی ام به سازمان ملل "رحمانی" است. در مواردی که همه چیز بطور طبیعی و معمول به همانسو پیش نمی رود، قرائت من از پلان ای پرونده پناهندگی ام به سازمان ملل کمی با صدای بلندتر و یا شاید هم بشود گفت "قهر آمیز" و خشونت آمیز است.  مسوولیت دیدگاههای خشونت آمیز من با کشورهای 5+1 است.

سپاس خدایا

پانصد دلار (یک میلیون و هشتصد هزار تومان) پول فرستاده بودم برای دعوتنامه و ویزای ترکیه و بر همان مبنا نیز به شرکتی که در آن مشغولم گفته بودم احتمالا تا حدود پانزدهم مهر ماه (یعنی تا دو هفته پیش) کار می کنم و سپس کار را ترک می کنم. اما متاسفانه آن دریافت کننده پول کلاهبردار بود و دعوتنامه و ویزای ترکیه برایم تهیه نکرد و راههای ارتباطی من با خودش را نیز بست. خواستم باز هم در پروژه بمانم و کار کنم، اما هم نیروی کار جدید اضافه گرفته بودند و هم کارها کم شده بود و دیروز دو نفر شامل تعدیل نیرو شدیم و من نیز شغلم را از دست دادم. اما خوشبختانه فقط آن پروژه و درآمد ویژه اش را از دست دادم و موافقت شد که در خود شرکت بمانم و در دیگر ساختمانها و پروژه هایی که از شرکت بتن می خرند کار کنم. حدود دو روز هم مرخصی گرفتم که کارهای شکایتم بابت پانصد دلار را به جریان بیاندازم. روشن نبودن جواب قبولی و یا ردی سازمان ملل به درخواست پناهندگی و مهاجرتم مرا به سفر مجدد محتاج و متمایل کرده و طبیعی است که در ایران نیز کسی جرات نکند روی کسی که می خواهد برود، صد در صد سرمایه گزاری کند، بخصوص که آن فرد با کشور...